فریدالدین حدادعادل گفت: اول ازدواج، خواهرم به آقا مجتبی گفت: من نمی‌خواهم قم بیایم. آقا مجتبی هم گفتند: من طلبه‌ام و درس می‌خوانم و درس می‌دهم؛ اگر می‌شود چند ماهی بیایید و بعد تصمیم بگیریم.